چارچوب

به‌عنوان یک ناظر بیرونی، هرچی بیشتر به آدم‌ها دقت می‌کنم، چارچوب‌های بیشتری درونشون کشف می‌کنم. گرچه اکثرا به‌دنبال آزادی و بی‌حصر بودن هستند، اما چارچوب‌های خودساخته زیادی دارند و گاهی با تعصب خاصی به چارچوب‌هاشون پایبندند! به‌نظرم حتی بی‌چارچوب بودن هم خودش نوعی چارچوب داشتنه! چارچوب ِ بی‌چارچوبی! اصلا انگار ذات بشر اینه، ظرفیت بی‌چارچوب زندگی کردن رو نداره، چرا که در چارچوب خلق شده!



عطف به چند پست گذشته‌ام، هر چی بیشتر فکر می‌کنم، فارغ از تعاریف و بازی با کلمات، تناقض‌های زیادی هم در خودم و هم در دیگران می‌بینم! شاید بهتر باشه "جمع همزمان اضداد" رو جایگزین "تناقض" کنم!

my favorite view:
۲ لایک
چارچوب های درونی ، درون ادم های بی چارچوب.
نگاهتون برام جدیدبود

ویو ی قشنگیه . مخصوصا وقتی سکوت و دور بودن از هیاهو شهرو تصور میکنم و به عکس اضافه میکنم.

از ارتفاع دنیا رو دیدن قشنگه، مخصوصا تو شب. همه چیزهایی که اون پایین خیلی مهمن، ریز و بی اهمیت میشن. هیچی جز سکوت و نسیم و کورسوی چند چراغ پیدا نیست :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۴۳)
از خود نوشته‌هام (۱۰)
جامعه نشناسی (۳۷)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۲۱)
آرزوهای ساده (۵)
تناسخ (۱)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان