گاهی

وادی عشق بسی دور و دراز است ولی

طی شود جاده صد ساله به آهی گاهی

اقبال لاهوری

۱ نظر ۱ لایک

حذف

یا در بازی بزرگان بازیچه میشی، یا از بازیشون حذف میشی، استاد جان!

آیا نباید دفاعیات این آدمها شنیده بشه؟

۱ نظر ۱ لایک

دوری

یه روزهایی هستن که عمیقا دلم میخواد جایی تنها باشم و سیر دل گریه کنم. بین این همه کانتکت لیستهای بلند بالا و آدمهایی که روزانه هزار تا پیام ازشون میگیرم، تنهام! تنهایی احساس عجیبیه که شاید هیچ کس هیچ وقت با هیچ نقشی نتونه تو زندگی آدم جاشو پر کنه. برای همواره تنها موندن باید آماده بود. 

ولی بعد از گریه کردن از ته دل، چنان آروم میشم که میتونم برم پارک وسط محله، روی تاب وایسم و تاب بازی کنم :دی

بعضی شرایط خاص چقد تلخن ولی چقد شیرینن که منو با زوایای پنهانم روبه رو میکنن. آینه نقره اندودن اتفاقای خاص زندگی. کنه وجود آدمو نشون میدن.

 

مرگ بر دور بودن از وبلاگ

۲ نظر ۳ لایک

پرهیز

رسم پرهیز از جهان ای کاش برمیداشتند

کاش یوسف روز اول با زلیخا رفته بود...


حسین جنتی 

۲ نظر ۶ لایک

تماشا

کلا آدم خوش شانسیم. گاهی انقدر تصادفی برام اتفاقای خوب میفته که مطمئنم حتی اگر سالها هم برنامه ریزی و تلاش میکردم، با احتمال کمی ممکن بود اتفاقی با چنین مختصاتی برام بیفته. تصادفی با دنیای جالبی رو به رو شدم. هرچی فکر میکردم هیچ شغلی نیست که به اندازه دنیای بورس عمیق باشه. ته نداره واقعا! رفتارش مثل یه آدم پیچیده است. یا حتی بهتره بگم به اندازه یه جامعه پیچیده است. وقتی میخوای این دنیا رو بشناسی انگار داری تلاش میکنی بفهمی در یه زمان مشخص، توده بزرگی از افراد یک جامعه ممکنه چه رفتار واحدی داشته باشن؟ احتمال پیش بینی این رخداد دقیقا صفره! ولی ما باید پیش بینی کنیم. و اوج لذت وقتیه که اون لحظه و اون رفتار رو کشف میکنی و در لحظه وقوع، به تماشا میشینی :)

۲ نظر ۵ لایک

چالش

من مادری هستم که همه فرزندانم دزدند. آیا من مادر خوبی هستم؟

۱ نظر ۰ لایک

وجدتک

گاهی که شدیدا دلم میخواد کنار یک نفر خیلی شبیه خودم، در علاقمندی ها، باشم اما چنین آدمی رو پیدا نمیکنم، به روزهایی فکر میکنم که بچه ای داشته باشم که از خوندن اشعار پروین لبخند بزنه، از دیدن کتاب جدید ذوق کنه، عاشق یاد گرفتن باشه، اهل موسیقی خوب و حرف خوب و فیلم خوب باشه. و مثل خودم وقتی از همه اینها خسته شد، بخوابه :دی



وَ أنا ابحثُ عَنّی

‏وَجَدتُکَ...

-‏⁧ریتا عودة⁩-


۰ نظر ۰ لایک

bonne annee

چرا نمیتونم طوری زندگی کنم که دلم میخواد؟ پاسخ خودم به این سوالم اینه که من تنها زندگی نمیکنم و از زندگی اطرافیانم اثر میگیرم و اطرافیانم هم متقابلا از زندگی من اثر میگیرن. چیزهایی که برای من مهم نیست، برای خانواده‌ام دغدغه است و چیزهایی که برای من مهمه برای اونها مهم نیست! خیلی جاها در برابر تفاوتها مقاومت کردم و اونچه که خودم میخواستم شد، اما این‌روزها فقط به این فکر میکنم که خسته‌تر از اونیم که بتونم بازم بجنگم. از تسلیم شدن متنفرم اما از جنگیدن با عزیزانم بیشتر!
عمیقا دلم میخواد از ایران برم... (استراتژی فرار)


الا ای پیر فرزانه، مکن منعم ز میخانه
که من در ترک پیمانه دلی پیمان‌شکن دارم
حافظ جان


راستی، سال نو مبارک :)
۴ نظر ۴ لایک

آهنگ وفادار

چرا آدم واقعی کاملا شبیه چیزی که در کتاب‌ها و داستان‌ها و شعرها توصیف شده، وجود خارجی نداره؟



موسیقی متن: T'as l'air d'une chanson، Isabelle Boulay

در این ترانه که اصلش رو یک برادری خونده، خواهرمون میگن:

T'as l'air d'une chanson qu'on chante à la maison
تو مث آهنگی هستی که تو خونه زمزمه می‌کنیم

T'as l'air d'une chanson fidèle à son violon
تو مث آهنگی هستی که به ویولونش وفاداره


۳ نظر ۱ لایک

elliott waves

جامعه افسارگسیخته‌ای شده! در یک مدل تحلیل که در دنیای بورس رایجه، معتقدند همه روندهای قیمتی پنج موج دارند، چه صعودی و چه نزولی! هر موج از این پنج موج هم، پنج موج کوچکتر دارند. حتی اگر پنج موج اصلی رو زوم اوت کنیم، می‌بینیم که حتی اونها هم جزئی از یک پنج موجی بزرگترند! و به همین ترتیب الی آخر! اگر این پنج موج رو به دنیای سیاست تعمیم بدیم، الان در اواخر موج پنجم هستیم! انتهای این موج از لحاظ زمانی باید جایی در سال 98 باشه.
بنظرم حتی آدمها هم در یک پنج موجی زندگی می‌کنند. نقطه اوج و رالی‌های زندگی هر کسی در موج سوم اتفاق میفته! چقد دنیای تحلیل شگفت انگیزه! :)

امواج الیوت

۳ نظر ۳ لایک

زیباتر

اگر بعضی آدم‌ها نمی‌مردن یا دیرتر می‌مردن یا حداقل عادلانه می‌مردن؛ دنیا خیلی زیباتر می‌شد...


چون شمع آتشم به رگ جان اگر زنند
برهم نمی‌زنم مژه اشکبار خویش!
صائب تبریزی
۲ نظر ۴ لایک

گذر

چقدر روزهای خوب زود می‌گذرن. راستش روزهای سخت هم زود می‌گذرن.

قبلتر خودم رو در یک مسیر افقی در حال حرکت می‌دیدم. الان سوار چرخ و فلکیم که یک حرکت عمودی هم داره ولی فقط خودم می‌بینمش.

چرا انقدر انتخاب کردن سخته. ولی دلخوشم به اینکه هرقدر هم سخت باشه، می‌گذره. کاش بخیر بگذره!


ای عشق! الحق که در ساده‌ترین شکلی و پیچیده‌ترینی!

۴ نظر ۴ لایک

آیا شما هم گاهی به رفتن فکر می‌کنید؟

هر بار که یکی دیگه از دوستانم از ایران می‌ره، برای دلداری دادن خودم و جلوگیری از ایجاد حس "جا ماندن"، با خودم فکر می‌کنم که یک کشور دیگه هم به اهداف توریستی کم خرج اضافه شد! فکر کنم در اقصی نقاط دنیا یک نفر رو دارم که اگر روزی گذرم بهش خورد، هتل نخوام برم! اینم نگاهی است! :)


موسیقی متن بی‌ربط: ماه پیشانو، دریا دادور
۳ نظر ۶ لایک

مطلق

یک روزی حتی نمیدونستم آدرس سایت بورس چیه، سهام چیه! امروز درحالی که به شاخص کل مثبت نگاه می کنم، به روزی فکر میکنم که شاید لحظه ای از ناخودآگاهم این فکر گذشته باشه که کاش یک روز از دنیای عجیب و پرهیجان بازار سرمایه سردر بیارم! کاش سایت بورس جایی برای کامنت گذاشتن داشت. میشد به بعضی ها نصیحت کرد که برای همیشه از این بازار برن. دلم برای کسایی که سرمایه شون رو در بورس از دست دادن میسوزه. واقعا چقدر مرز بین قمار کردن در بورس و سرمایه گذاری کردن در بورس باریکه! چقد مرز بین خوب مطلق و بد مطلق باریکه!


بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق!
همیشه رفتن و رفتن، از آمدن چه خبر؟
حسین منزوی
۱ نظر ۲ لایک

دفاع

انقدر از فضای مجازی دورم که حتی بعضی پیام‌های تلگرام رو با یک هفته تاخیر می‌بینم، برخی تگ‌های استوری‌ها رو فقط در حد یک نوتیف از اینستاگرام می‌بینم و فقط روزی هزار بار ایمیلم رو رفرش می‌کنم تا از آخرین ایرادهای وارده اساتید به پایان‌نامه مطلع باشم! به روزهای دفاع نزدیک می‌شویم! :) دوستم می‌پرسید بعد از دفاع برنامه‌ات چیه؟ گفتم: خواب!
دوست داشتید در جلسه دفاعم باشید بگید! گرچه خودم اصلا دوست ندارم در جلسه دفاع خودم باشم چه رسد یه سایرین! :دی خیلی دفاع پایان‌نامه کار مسخره‌ایه!




لطفا به بند اول انگشت سبابه‌ات بگو، یک ذره صبر و حوصله‌اش بیشتر شود
از بخل زنگ خانه من سکته می‌کند، دستت اگر کمی متمایل به در شود

در می‌زنی که وارد تنهایی‌ام شوی، اما بعید نیست زمانی‌که می‌روی
در از خودش جلای وطن گفته مثل من، در جستجوی در زدنت دربه‌در شود!

این بچه لاکپشت نگون‌بخت سال‌هاست، از تخم درمی‌آید و سوی تو می‌دود
اما مقدّر است در آخرین قدم، یعنی در آستانه دریا دَمَر شود...

حسین صفا، آلبوم ابراهیم-محسن چاوشی
۴ نظر ۴ لایک
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
مهر ۱۳۹۸ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۲ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۳ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۴ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۱۵ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۶ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۸ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۶ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۷ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۲۱ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۱۱ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۱ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۰ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۰ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۰ ( ۲ )
موضوعات
دوستشان دارم (۲۰۲)
از خود نوشته‌هام (۱۹)
جامعه نشناسی (۵۳)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۷)
موسیقی متن (۳۱)
آرزوهای ساده (۸)
تناسخ (۲)
اقتصاسی (۵)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان