انار

خوب بود این مردم
دانه‌های دلشان پیدا بود...

۳ نظر ۲ لایک

رقابت

وقتی با کسی وارد رقابت باید شد که مطمئنیم قوی‌تریم! اما تا زمانی‌که قوی‌‌تر نشدیم، کنارش موندن بهترین استراتژی و مقابلش قرار گرفتن بدترین استراتژیه!

۵ نظر ۱ لایک

نمی‌خواهم

هیچ می‌دانی چرا چون موج

در گریز از خویشتن همواره می‌کاهم؟

زان‌که بر این پرده تاریک،

این خاموشی نزدیک،

آنچه می‌خواهم، نمی‌بینم

و آنچه می‌بینم، نمی‌خواهم!


محمدرضا شفیعی کدکنی

۰ نظر ۵ لایک

ابوعطا

چقدر موسیقی دنیای عجیبیه! هر بار دست آدم رو می‌گیره و با خودش به قله‌ای جدید می‌بره و از روی اون قله دنیا رو بهت نشون می‌ده. کاش موسیقی بلد بودم. چقدر چیزهای زیادی هست که نمی‌دونم! حس می‌کنم سرعت یادگیری‌ام بسیار بسیار کمتر از سرعت گذر عمرمه و من همیشه دارم ازش جا می‌مونم...

ابوعطا
۰ نظر ۲ لایک

گل‌افشانی

هر بار که در یک موقعیت بسیار دشوار قرار می‌گیرم به خودم نهیب می‌زنم که یادت باشه هیچ وقت هیچ چیز به سختی‌ای که بنظر میاد نیست! همیشه هم نبوده و همیشه هم نخواهد بود. یک تعدیل‌گر درونم هست که می‌تونه شرایط سخت رو آسون کنه!


دور باد از تو دمِ سردِ خزانم، کامروز
برگ‌ریزان من آغاز گل‌افشانی توست!
حسین منزوی
۰ نظر ۱ لایک

جسارت

ثبات را از تغییر بیشتر دوست دارم، اما از تغییر کردن نمی‌ترسم. تغییر کردن به خودی خود ترس ندارد، اما دیگران ترسناکش می‌کنند. با تغییر سخت کنار می‌آیند! اما مگر هر آدمی چند بار فرصت زندگی دارد که آن را هم در ترس دیگران بگذراند؟ اصلا نمی‌فهمم که چرا خودشان انقدر کم تغییر می‌کنند؟ بعضی آدم‌ها فرصت زندگی را از خودشان می‌گیرند! با تعصب، با اصرار بر انتخاب‌ها، با ترس از دیگران!

we will have to face the music over our bold moves.
باید عواقب جسارت‌هایی رو که به خرج دادیم، بپذیریم!


۱ نظر ۱ لایک

آدمیت

ما آدم‌های خوب‌نما! ما آدم‌های بی‌قلب! ما آدم‌های پول‌دوست! ما آدم‌های شعاری! ما آدم‌های خودخواه! ما آدم‌های بی‌تفاوت! ما آدم‌های تنبل! ما آدم‌های بدون راه‌حل! ما آدم‌های اکسیژن‌سوز! ما آدم‌های بی‌مصرف!
چطور میشه اشک یک بچه معصوم رو دید و بی‌تفاوت گذشت؟ قطعا ما موجوداتی با ویژگی‌های فوق الذکریم!
۱ نظر ۴ لایک

ایده‌پردازی

وقتی خلا چیزی احساس میشه، ناگهان راه حل‌ها جرقه می‌زنن. فکر کنم پارسال همین موقع‌ها بود که از دیر دیدن پاسخ یکی از نظراتی که گذاشته بودم، به شدت ناراحت بودم و برای بیان پیشنهادی فرستادم که امکانی فراهم بشه تا از طریق مرکز مدیریت به پاسخ‌های نظراتمون دسترسی داشته باشیم. البته شاید افراد دیگه‌ای هم این پیشنهاد رو مطرح کرده بودند ولی از اینکه من هم در این امکان جدید سهم دارم، ذوق زده‌ام :)
یک ایده دیگه هم براشون دارم! دوست دارم اینو بفروشم! زندگی خرج داره :)
۱ نظر ۲ لایک

حقیقت

-اگر قرار باشه دنیا رو در یک کلمه خلاصه کنی، چی می‌گی؟
-حقیقت!
۱ نظر ۰ لایک

چالش کابوس

از این وبلاگ به یک بازی وبلاگی دعوت شدم. گرچه از من خواستند که از کابوس‌هام بنویسم، اما من بیشتر رویا می‌بینم تا کابوس. پررنگ‌ترین کابوسی که هنوز هم ترسش برام زنده است، مربوط به دوران کودکیمه که تحت تاثیر کارتون‌های نامناسب اون زمان دیدم. خواب دیدم غول‌ها به شهرمون حمله کردن، خواهر و برادرم رو دزدین و من سرگردون دنبال خانواده‌ام می‌گشتم. خیلی هم طولانی بود و وقتی بیدار شدم احساس می‌کردم بیشتر از یک ساعت داشتم خواب می‌دیدم!


۰ نظر ۰ لایک
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۳۱)
از خود نوشته‌هام (۱۰)
جامعه نشناسی (۳۰)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۱۹)
آرزوهای ساده (۴)
تناسخ (۱)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان