بی‌نهایت

زمان، مثل چمدان روزهای خوابگاه، ظرفیت بی‌نهایت دارد. همیشه برای خواندن چند بیت شعر ، ورق زدن چند صفحه کتاب، یک ساعت به مادر کمک کردن، غذا دادن به چند پرنده، چند دقیقه قدم زدن، گوش دادن به یک موسیقی خوب و... ظرفیت دارد.


خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست!
حافظ جان

۳ نظر ۳ لایک

آواز باران

از خویش میگریزم در این دیار، باران!
دلتنگ روزگارم بر من ببار، باران!

موسیقی متن: آواز باران، علیرضا قربانی



۳ نظر ۳ لایک

معما

من دیوونه معما حل کردنم! و این روزها درگیر یه معمای جالب! یک معمای مجازی، با یک پاسخ حقیقی. اما من حتما حلش میکنم :)


جان به کف، خنده به لب، شعله به دل، شور به سر
جان فدا در رهِ جانانۀ عشقیم هنوز!
مولانا
۱ نظر ۴ لایک

کبوترانه

ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا
از هرچه هست غیر تو، بیزار کرده است

فاضل نظری

۲ نظر ۳ لایک

غم انگیز

از غم انگیزترین صحنه های زندگی، وقتی است که مادر برای کتاب خواندن به چشمانش عینک می‌زند!


یا مرا با خود ببر آنجا که هستی، یا بیا!
بیدل
۵ نظر ۳ لایک

فراموشی

خیلی دلم میخواست میتونستم خودم رو از حافظه آدمها، همه آدمها، پاک کنم و دوباره با یک شخصیت جدید تو ذهنشون ثبت بشم. حتی دوست دارم خودم هم، خودم رو فراموش کنم...



و گاهی پشیمانی
درآوردن سوزن است
از سینه پروانه ای غبار گرفته!

گروس عبدالملکیان
۳ نظر ۳ لایک

پس از طوفان

اگر نخوام من هم به خیل گروه دکترا بگیران بپیوندم، دیگه طعم امتحان رو نخواهم چشید، البته از نوع دانشگاهیش. تازه فرصت پیدا کردم تا کمی اتاقم، حافظه گوشیم، لپ تاپم و ذهنم رو مرتب کنم. کمی فکر کردن به خودم بدهکارم، خصوصا اینکه روز تولدم با امتحانم مصادف بود، گرچه من به این اتفاق عادت دارم. همیشه بعد از امتحان شک میکنم که مبادا موقع نوشتن تاریخ امتحان، تاریخ تولدم رو نوشته باشم. نمرات هم طبق معمول عادلانه نیستند. به استاد میگم که فکر میکردم بیست بشم، فرمودند که بیست عددی است انتزاعی و در دنیای واقعی محل حدوث ندارد! حالا منم و کتابها و وبلاگهای خونده نشده، جاهای نرفته، حرفهای نزده و نشنیده و...

چطور میشه روز تولد شاد بود؟ من همیشه دلم میخواد روز تولدم تنها باشم و فکر کنم. اصلا هم از شمع فوت کردن و کیک بریدن و ... خوشم نمیاد! :)

۳ نظر ۳ لایک

تنهایی

تفاوت معنایی قشنگی بین alone و lonely هست. alone یعنی وقتی هیچ کس نیست و کسی تنهاست، lonely یعنی زمانیکه آدمهای زیادی هستند اما باز هم کسی تنهاست.


موسیقی متن: مرا رها مکن، سالار عقیلی

۴ نظر ۴ لایک
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۱۸)
از خود نوشته‌هام (۹)
جامعه نشناسی (۲۵)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۱۵)
آرزوهای ساده (۳)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان