پراکندگی

کاش کمتر پراکنده بودم. انقدر برنامه‌های زیادی دارم که یا به خیلی‌هاشون نمی‌رسم و یا تمرکزم رو از دست می‌دم. مثلا می‌شه زندگیم به کار و شعر خلاصه بشه. اما زبان، کلام، نجوم، پروژه، درس، کنکور، بورس، نرم‌افزار، داده‌کاوی، فلسفه و ... من رو به موجود پراکنده‌ای تبدیل کردن که بی‌هدف به همه محیط اطرافش نوک می‌زنه! انتظارات دیگران هم فیلد جداگانه‌ای محسوب می‌شه!

اصلا نزدیک بودن عید رو حس نمی‌کنم! واقعا فردا سال تحویل می‌شه؟!



آخرین روزهای اسفند است

از سر شاخ این برهنه چنار

مرغکی با ترنمی بیدار

می زند نغمه

نیست معلومم

آخرین شکوه از زمستان است

یا نخستین ترانه های بهار؟


شفیعی کدکنی

۱ نظر ۱ لایک

تفرش

دلم بسی برای تفرش و بهار دیرهنگامش تنگ شده بود :)

۱ نظر ۱ لایک

نیلوفرانه

از جمله تصمیم‌های مهمی که برای سال 96 دارم، تمرین تعجب نکردن است. واقعا هیچ چیز عجیبی در دنیا نیست.


آلبوم نیلوفرانه برای من یادآور روزهای کودکیمه، درحالیکه در مسیر سفر بودیم، از پنجره بیرون رو تماشا می‌کردم، باد گرم بخاری به صورتم می‌خورد و صدای ضبط هم بلند بود! تا به مقصد برسیم، این آلبوم 50 بار پخش شده بود!


همه گریه‌ها را بهانه تویی!

۳ نظر ۱ لایک

عدالت

تعجب می‌کنم از کسانی که از نبود عدالت گله دارند! خدایا! ممنون که دنیا را در ناعادلانه‌ترین شکل ممکن خلق کردی. واقعا ممنون :)



کیستم، یک تکّه تنهایی! چیستم، یک تکّه دلتنگی!

تکّۀ تنهایی‌ام تاریک؛ تکّۀ دلتنگی‌ام سنگی

مهدی اخوان ثالث

۱ نظر ۱ لایک

بهار بهار

بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد، اما خودت کجایی؟

۲ نظر ۲ لایک

شکستنی

تا کی می‌شود مراقب شکستنی‌ها بود؟ بالاخره روزی هر آنچه شکستنی‌ است، می‌شکند...


۳ نظر ۱ لایک

درک

دوز عرفان زندگیم به شدت پایین اومده. هر وقت این اتفاق میفته، درکم از خیلی مسائل کم میشه. خیلی خیلی کم...
یا رادّ ما قد فاتَ...


۱ نظر ۳ لایک
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۲۳)
از خود نوشته‌هام (۹)
جامعه نشناسی (۲۶)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۱۷)
آرزوهای ساده (۳)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان