+

یه تئوری دارم که میگه کسی که ساکته یا اصلا حرفی برای زدن نداره، یا انقدر حرف داره که ترجیح میده هیچی نگه. این حالت دوم خیلی برام پیش میاد. آدمهای خیلی کمی، در حد هیچ کس، با این حالت من آشنایی دارن. :) 


بعضی شاعرها چقدر توانا هستن. به قدرت قلمشون غبطه میخورم... هر بیتش رو باید چند بار خوند تا به جان شعر رسید!


ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺷﻤﺮﺩﻡ، ﺩﺷﻤﻨﺎﻧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﺷﺎﻋﺮ ﺍﺯ ﻓﮑﺮﺕ ﺣﺬﺭ ﮐﻦ، ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﻟﻘﻤﻪ ﯼ ﻣﻌﻨﯽ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺗﺎ ﻭﻗﺖ ﺳﺨﻦ
ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ ﻋﻘﻞ ﻧﮕﺸﺎﯾﺪ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﮔﺮ ﻧﻔﻬﻤﯽ ﻣﻌﻨﯽ ﺯﻧﻬﺎﺭ ﯾﺎﺭﺍﻥ، ﺩﻭﺭ ﻧﯿﺴﺖ
ﭘﻮﺳﺘﺖ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ، ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﺳﻨﮓ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﻭ "ﺑﺎﺯﯼ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ" ﺍﯼ ﺭﻓﯿﻖ
ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺷﯿﺸﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﮐﺎﻧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ
ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﺭﻫﺎﮐﻦ! ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻧﮕﻮ!
ﻓﮑﺮ ﺷﻌﺮﺕ ﺑﺎﺵ، ﺍﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻧﺎﻧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ!
 ﺟﺎﻥ ﻧﮑﺮﺩﯼ ﭼﺎﺷﻨﯽ، ﺗﯿﺮﺕ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﺍﻭﻓﺘﺎﺩ
ﺟﺰ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺪ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻤﺎﻧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ
 ﺣﺎﻝ ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﭘﺎﻫﺎﯾﺖ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﯼ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﺯ ﮔﻠﯿﻢ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻃﻮﻝ ﺟﻬﺎﻧﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮ! 

 حسین جنتی
۰ نظر ۰ لایک

+

انقدر به صفحه لپ تاپ زل زدم که دو روزه چشم درد دارم! تازه با وجود عینک آنتی رفلکس!


این غزل رو بسی دوست دارم. فقط نمیدونم چرا چهار بیته!


از ضعف به هر جا که رسیدیم وطن شد

از گریه به هر سو که دویدیم چمن شد

پیراهنی از تار وفا دوخته بودم

چون تاب جفای تو نیاورد کفن شد

جان دگرم بخش که آن جان که تو دیدی

چندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد

هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت

آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد


طالب آملی 

۱ نظر ۰ لایک

+

این روزها حوزه آی تی در ایران به شدت رو به رشده. تاریخ میگه هر حوزه ای تا زمانی که در حال رشده و هنوز رقبای زیادی نداره، برای ورود مناسبه. بعد از این دوره وارد شدن و باقی موندن سخت میشه. انقدر این روزها بازار فناوری اطلاعات و دنیای مجازی داغه که روزنامه واشنگتن پست درباره این حوزه در ایران مطلب نوشته! البته تاریخ این مطلب (ترجمه اش)مربوط به هفته گذشته است. همین نشون میده این حوزه، حوزه خوبی برای سرمایه گذاریه. فقط به نوآوری و نبوغ شما بستگی داره که بتونی یه گام بلند رو به جلو برداری یا نه؟ :)

از اصطلاح "پساتحریم" خوشم میاد. انقدر بنده های خدا اذیت شدن که برای دوره جدید پیش رو، اسم انتخاب کردن. البته باید بگم حضور خارجی های محترم این روزها در سطح شهر بسی مشهوده. هیئت های تجاری هم دارن میان و میرن. از نتایج مذاکراتشون اما بیخبرم و البته سخت کنجکاو.

وقتی به چشم درآمد زایی به گوشه و کنار صنعت نگاه میکنم، یک عالمه حفره میبینم که داره ازشون پول فوران میکنه. جمله تجاری جدید این روزها: پولدار شدن سخت نیست، پولدار موندن سخته!



تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی

اندوه بزرگی است زمانی که نباشی!

علیرضا بدیع

۰ نظر ۰ لایک

+

اگر من جای مسئولین کشوری بودم دو کار مهم انجام میدادم، اول قبل از اینکه کسی حق رای داشته باشه ازش یکسری آزمون اطلاعات سیاسی، اقتصادی، جامعه شناسی و روانشناسی می گرفتم و اگر نمره حداقل رو کسب میکرد حق رای پیدا میکرد در غیر این صورت تا آزمون بعدی حق رای نداشت. دوم به کتاب های ابتدایی کتابی با موضوع نحوه تصمیم گیری و انتخاب اضافه میکردم.

همیشه گوشه ای از ذهنم درگیر کتابهاییه که باید بخرم. کاش یه روز یه کتابفروشی داشته باشم :)



گفتند که او عاشق گیسوی کمند است

موهای من از عصر همان روز بلند است!

نفیسه سادات موسوی

۰ نظر ۰ لایک

+

FLW=FLW

خب آدمهای این عصر تنهان. دنبال فالوئر هستن. حتی آدمهایی که ازشون انتظار ندارم هم همینطورن! بعد از اینکه فالو میشن، آن فالو میکنن. یکی نیست بگه برادر! از موی سفیدت خجالت بکش!


دنیا داره به سمتی میره که اگر کسی سواد کافی نداشته باشه زندگی براش خیلی سخت میشه. دیگه حتی متخصص بودن در یک حوزه هم کافی نیست. باید علوم ترکیب بشن و رشته های جدیدی ایجاد بشن که ترکیبی از علوم مختلف باشه. بنظرم صنایع یکی از این علوم ترکیبی باشه. اصلا رشته صنایع انقدر به مباحث مختلف می پردازه که بین دانشجوها معروفه به "اقیانوسی به عمق یک وجب"! مثلا مدیریت باید ترکیبی از روانشناسی و علوم اجتماعی و منطق و ادبیات و مدیریت باشه. البته الان کمی به این حوزه ها وارد شده اما هنوز خیلی تو ایران جدی گرفته نمیشه. 


جالبه! پاریس در خاک و خون دیده میشه اما سوریه نه! اتفاقا چنین اتفاقی لازم بود تا مجامع جهانی یه حرکتی کنن. 

رمزی کامنت میذارید؟ ن.س یعنی چی؟ مگه صفحه حوادث روزنامه است؟ قول میدم اسمتون جایی فاش نشه :) 



می گریزد صید از صیاد، یارب از چه رو

دایم از من می گریزد آنکه صیاد من است؟

محتشم کاشانی


۱ نظر ۰ لایک

+

یه وقتایی هست آدم فکر میکنه داره مشت محکمی میزنه به دیگران، اما درواقع داره مشت محکمی میزنه به خودش.

مثل وقتی که کسی خیانت میکنه. البته خیانت انواع مختلفی داره. مثل درس خوندن در دانشگاه هایی که مدرک رو با پول معاوضه می کنند! قبلتر فکر میکردم نهایتا اساتید خوبی به دانشگاه های پیام نور و علمی کاربردی نمیرن، اما حقیقت اینه که دانشجوها حتی سر کلاس نمیرن، حتی سوالات امتحان رو بهشون میگن، حتی بعضی سر امتحان هم نمیرن... اینها همه نتیجه مدرک گراییه!

بعد همین فارغ التحصیلان دکتر و مهندس و وکیل و حسابدار و مدیر و پرستار و... میشن. سازمانهای بزرگ ایرانی پرن از این فارغ التحصیلها! از نحوه گزینش (؟!) شون برای ورود به بازار کار که بگذریم، همین آقایون میشن مدیر یک سازمان بزرگ که سالانه بودجه کلانی بهش تخصیص داده میشه و به لحاظ سیاسی سازمان مهمیه. از اونجا که این آقایون کشور رو فتح کردن و سواد درست و حسابی هم ندارن، با فکر و نگاه سنتی همه چیز رو اداره میکنن! رئیس جمهور که عوض میشه، کل مدیران و روسای سازمان  عوض میشن، سیاستهای سازمان عوض میشن، رویه سازمان عوض میشه، کلی بودجه و نیروی انسانی هدر میشه. شهردار عوض میشه، ماجرا همینه! استاندار عوض میشه، ماجرا همینه! رئیس بانک مرکزی عوض میشه، ماجرا همینه! خلاصه که فرمون دست یه عده است که بسیار نادان هستن و خودشون هم نمیدون که نادان هستن تا بلکه لنگان خرک ما و خویش را به منزل برسانند!

۰ نظر ۰ لایک

+

جنگیدن سخته، تنها جنگیدن سختتر. هربار که میبینم آیه ای از قرآن یا حدیث و روایتی رو به موضوعات بی ربط مرتبط میکنن و با سوء استفاده از ناآگاهی مردم و خطاهای ادراکی، منطق غلطی برای اثبات حرفهاشون ایجاد میکن، از خودم متنفر میشم که هییییییچ کاری ازم ساخته نیست. چقدر در جمع چند صد نفری آدمهای واقعی و مجازی تنها بجنگم؟ 

از همه اونهایی که میفهمن و سکوت میکنن هم متنفّرم!

۰ نظر ۰ لایک

+

فکرم درگیر هزار مسئله است. اول اینکه دلم گرفته، منتظر جواب چند میلم که بعید میدونم انتظارم نتیجه داشته باشه، پروژه گروهی با دو تا همگروهی دقیقه نودی، ارائه، وام کارآفرینی 100 میلیونی، مصاحبه کاری بی نتیجه، هوای کثیف، شلوغی و ترافیک، مردم عصبی، دستفروشها، آلبوم بچگیم که گمش کردم، امتحاناتی که منابعشون یا نامعلومه یا متکثر، تکنولوژی تنفرانگیز، ارزشهای عجیب تنفر انگیزتر، اخبار، انتظاراتی که نمیتونم برآورده شون کنم، آدمهایی که منتظرن تا با حس ششم بفهمم تو مغزشون چی میگذره، فرهنگ بی فرهنگانه فرار مغزهای بی مغز، کتاب های نخریده و نخونده، خودخواهی... دلم عجیب گرفته...

۰ نظر ۰ لایک

+

یک شب چراغ روی تو روشن شود ولی

چشمی کنار پنجره انتظار کو؟


سایه

۰ نظر ۰ لایک

+

یک سوال اقتصادی دارم، درحالی که از ملزومات رفع رکود از اقتصاد وجود تورمه، چه طوری میخوان با بسته ضد رکود، تورم رو یک رقمی کنن؟

یک جمله متناقض دارم، در کشورهای در حال توسعه وجود تورم کاملا منطقی و اصلا لازمه. یکسری هم هستن دارن میدون تا تورم رو از یک کشور در حال توسعه حذف کنن.

یک جمله خبری هم دارم، چقدر بچه های وزرا و نمایندگان مجلس باهوشن! همگی دانشجویان شریف، تهران و امیرکبیرن. باریکلّا!




تو در تقویم من روزی نوشتی دوستت دارم

از آن پس بارها گم کرده ام فصل خزانش را!


علی سلیمانی

۱ نظر ۰ لایک
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۲۳)
از خود نوشته‌هام (۹)
جامعه نشناسی (۲۶)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۱۷)
آرزوهای ساده (۳)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان