زیباتر

اگر بعضی آدم‌ها نمی‌مردن یا دیرتر می‌مردن یا حداقل عادلانه می‌مردن؛ دنیا خیلی زیباتر می‌شد...


چون شمع آتشم به رگ جان اگر زنند
برهم نمی‌زنم مژه اشکبار خویش!
صائب تبریزی
۱ نظر ۴ لایک

گذر

چقدر روزهای خوب زود می‌گذرن. راستش روزهای سخت هم زود می‌گذرن.

قبلتر خودم رو در یک مسیر افقی در حال حرکت می‌دیدم. الان سوار چرخ و فلکیم که یک حرکت عمودی هم داره ولی فقط خودم می‌بینمش.

چرا انقدر انتخاب کردن سخته. ولی دلخوشم به اینکه هرقدر هم سخت باشه، می‌گذره. کاش بخیر بگذره!


ای عشق! الحق که در ساده‌ترین شکلی و پیچیده‌ترینی!

۴ نظر ۴ لایک

آیا شما هم گاهی به رفتن فکر می‌کنید؟

هر بار که یکی دیگه از دوستانم از ایران می‌ره، برای دلداری دادن خودم و جلوگیری از ایجاد حس "جا ماندن"، با خودم فکر می‌کنم که یک کشور دیگه هم به اهداف توریستی کم خرج اضافه شد! فکر کنم در اقصی نقاط دنیا یک نفر رو دارم که اگر روزی گذرم بهش خورد، هتل نخوام برم! اینم نگاهی است! :)


موسیقی متن بی‌ربط: ماه پیشانو، دریا دادور
۳ نظر ۶ لایک

مطلق

یک روزی حتی نمیدونستم آدرس سایت بورس چیه، سهام چیه! امروز درحالی که به شاخص کل مثبت نگاه می کنم، به روزی فکر میکنم که شاید لحظه ای از ناخودآگاهم این فکر گذشته باشه که کاش یک روز از دنیای عجیب و پرهیجان بازار سرمایه سردر بیارم! کاش سایت بورس جایی برای کامنت گذاشتن داشت. میشد به بعضی ها نصیحت کرد که برای همیشه از این بازار برن. دلم برای کسایی که سرمایه شون رو در بورس از دست دادن میسوزه. واقعا چقدر مرز بین قمار کردن در بورس و سرمایه گذاری کردن در بورس باریکه! چقد مرز بین خوب مطلق و بد مطلق باریکه!


بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق!
همیشه رفتن و رفتن، از آمدن چه خبر؟
حسین منزوی
۱ نظر ۱ لایک

دفاع

انقدر از فضای مجازی دورم که حتی بعضی پیام‌های تلگرام رو با یک هفته تاخیر می‌بینم، برخی تگ‌های استوری‌ها رو فقط در حد یک نوتیف از اینستاگرام می‌بینم و فقط روزی هزار بار ایمیلم رو رفرش می‌کنم تا از آخرین ایرادهای وارده اساتید به پایان‌نامه مطلع باشم! به روزهای دفاع نزدیک می‌شویم! :) دوستم می‌پرسید بعد از دفاع برنامه‌ات چیه؟ گفتم: خواب!
دوست داشتید در جلسه دفاعم باشید بگید! گرچه خودم اصلا دوست ندارم در جلسه دفاع خودم باشم چه رسد یه سایرین! :دی خیلی دفاع پایان‌نامه کار مسخره‌ایه!




لطفا به بند اول انگشت سبابه‌ات بگو، یک ذره صبر و حوصله‌اش بیشتر شود
از بخل زنگ خانه من سکته می‌کند، دستت اگر کمی متمایل به در شود

در می‌زنی که وارد تنهایی‌ام شوی، اما بعید نیست زمانی‌که می‌روی
در از خودش جلای وطن گفته مثل من، در جستجوی در زدنت دربه‌در شود!

این بچه لاکپشت نگون‌بخت سال‌هاست، از تخم درمی‌آید و سوی تو می‌دود
اما مقدّر است در آخرین قدم، یعنی در آستانه دریا دَمَر شود...

حسین صفا، آلبوم ابراهیم-محسن چاوشی
۴ نظر ۳ لایک

ne me quitte pas

چرا از آدم‌های خیلی معمولی بت می‌سازیم که بعد شکستن‌شون سخت باشه؟



موسیقی متن: ne me quitte pas
یکی از آهنگ‌های قدیمی فرانسویه به معنی ترکم نکن. ترانه‌اش خیلی زیباست. این ترانه رو خواننده‌های دیگه بارها بازخوانی کردند، حتی به زبان‌های دیگه.
۳ نظر ۳ لایک

این روزها

یکی تو خیابون داشت داد می‌زد. یکی بلندتر داد زد که زشته، داد نزن!


یه نصیحت کوچک اینکه اگر پولی در حساب بانکی دارید، پیشنهاد می‌کنم به بانک خاورمیانه منتقل کنید. اگر قرار باشه برای بانک‌ها اتفاقی بیفته، این بانک آخرین بانک خواهد بود. و البته تنها بانک غیرورشکسته در ایرانه. می‌تونید صورت‌های مالی این بانک رو از سایت کدال بررسی کنید.
۳ نظر ۳ لایک

توازن

شخصیت بعضی مردها تلفیق ناموزونیه از یک مرد سنتی و یک مرد مدرن! ناموزون از این جهت که نه مدرن بودن مزیته و نه سنتی بودن عیب! بلکه تفکیک ویژگی‌های مکمل این دو شخصیتِ که می‌تونه یک انسان کامل، فارغ از تعاریف عام، رو بسازه. و عدم تفکیکش ناموزونی در شخصیتشون رو ایجاد میکنه.


موسیقی متن: خوب شد، با صدای همایون شجریان
۶ نظر ۴ لایک

رخساره برافروخته

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود


رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی

جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود


جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست

و آتش چهره بدین کار برافروخته بود


گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود


کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل

در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود


دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت

الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود


یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود


گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ

یا رب این قلب‌شناسی ز که آموخته بود



اینا چی میگن؟

۲ نظر ۴ لایک

امید

هیچ وقت به فرزندانم نخواهم گفت کتاب بخوانند! نخواهم گفت حافظ و سعدی حرف‌های خوب زده‌اند! نخواهم گفت که مفهومی به نام "عمق" وجود دارد و می‌شود که از سطح زندگی جدا شد و اعماقی را درک کرد که معنای زندگی را عوض می‌کند! نخواهم گفت چون دنیا پر از آدم‌هایی است که در سطح مانده‌اند و هر روز آدم‌هایی را که معصومانه در اقلیت‌اند، ناامید می‌کنند! ناامیدی بدترین درد بشر است! عمیقا دلم می‌خواهد فرزندانم درد ناامیدی را تجربه نکنند...


۴ نظر ۴ لایک
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
آذر ۱۳۹۷ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۲ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۳ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۴ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۱۵ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۶ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۸ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۶ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۷ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۲۱ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۱۱ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۱ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۰ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۰ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۰ ( ۲ )
موضوعات
دوستشان دارم (۱۹۲)
از خود نوشته‌هام (۱۷)
جامعه نشناسی (۵۰)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۷)
موسیقی متن (۳۰)
آرزوهای ساده (۷)
تناسخ (۲)
اقتصاسی (۴)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان