توازن

شخصیت بعضی مردها تلفیق ناموزونیه از یک مرد سنتی و یک مرد مدرن! ناموزون از این جهت که نه مدرن بودن مزیته و نه سنتی بودن عیب! بلکه تفکیک ویژگی‌های مکمل این دو شخصیتِ که می‌تونه یک انسان کامل، فارغ از تعاریف عام، رو بسازه. و عدم تفکیکش ناموزونی در شخصیتشون رو ایجاد میکنه.


موسیقی متن: خوب شد، با صدای همایون شجریان
۴ لایک
۰۹ تیر ۱۰:۱۱ علی ابن الرضا

البته این موضوع مختص به مردها نیس و عمومیت داره

شاید از جهاتی در زنها این عدم توازن گسترده تر باشه

حق با شماست

۰۹ تیر ۱۴:۵۵ نفر اول
به امید اینکه همه ما به این توازن و تعادل در همه امور برسیم: زن و مرد

انشاالله :)

۰۹ تیر ۱۶:۲۸ دیگرسو
سلام !
یه کم متن سنگینی بود ، میشه با ذکر‌ مثال توضیح بدین ...😅 دقیقا باید این ویژگی ها رو کجا تفکیک کنیم ؟ روی کاغذ و توی ذهنیت خودمون ؟ 
«خوب شد» همایون شجریان انقد خوب بود که حال ما هم خوب شد... 

از ذکر مثال فعلا معذورم :)
روی کاغذ یا روی ذهن، به خودتون بستگی داره

۱۰ تیر ۱۰:۴۷ قاسم صفایی نژاد
کلا چیز بدی هست مردد بودن بین الگوها و سبک‌های مختلف. ما هم بین سنت و مدرنیته موندیم، حالا اگه پست مدرن هم اضافه کنید که مردهایی دهه هفتاد و احتمالا در آینده دهه هشتاد و نود بیشتر درگیرش هستند؛ هم بین فرهنگ ایرانی، اسلامی و غربی.
متاسفانه اکثر مردم هم انقدر عمیق نیستند که بتونن تفکیک کنند و گزینش کنند و بهترین رو انتخاب کنند

نه بنظر من بد نیست
اصلا کی این دسته بندی ها رو تعیین کرده که ما حتما باید در یکی از این قالبها رفتار کنیم؟

۱۴ تیر ۱۲:۰۶ قاسم صفایی نژاد
عرض بنده این نبود که حتما در یکی از این الگوها رفتار کنیم. عرض کردم مردد بودن بین اینها بده. 
ضمن اینکه تجربه و علم انسان تا به اینجا اینها رو ساخته. چیز بدی نیستن. گزینش یکی از اینها و ارتقای اون با استفاده از تبادلات فرهنگی (ورود مولفه‌های مثبت سایر فرهنگ‌ها و خروج مولفه‌های منفی فرهنگ خودی) کم‌هزینه‌ترین و بهینه‌ترین رفتار است.

درست می فرمایید

بهتره توی این دوگانه های بی پایه اساس گیر نکنیم!
مدرنیته و سنت؟ آن هم توی رفتار؟

بی پایه و اساس؟ 

هر تفکری، قانونا عرفا شرعا منطقا و ...، باید بازتابی در رفتار داشته باشه. چه چیزی براتون عجیبه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
مهر ۱۳۹۷ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۲ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۳ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۴ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۱۵ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۶ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۸ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۶ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۷ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۲۱ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۱۱ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۱ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۰ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۰ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۰ ( ۲ )
موضوعات
دوستشان دارم (۱۹۰)
از خود نوشته‌هام (۱۷)
جامعه نشناسی (۵۰)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۷)
موسیقی متن (۳۰)
آرزوهای ساده (۷)
تناسخ (۲)
اقتصاسی (۴)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان