مفهوم

برام جالبه که خیلی‌ها هیچ‌وقت به مفاهیم و سوالات اساسی درمورد زندگی فکر نمی‌کنند و زمانی که در جمعی این سوالات مطرح میشه، برای اولین بار تصمیم می‌گیرند کمی درموردش فکر کنند و معمولا هم در همون لحظه به نتیجه مشخصی نمی‌رسند و البته طبیعیه. جالبتر اینکه وقتی می‌بینند کسی قبلا به این سوالات فکر کرده، تعجب می‌کنند! و بعضی دیگه هستند که فکر می‌کنند فقط خودشون به این سوالات فکر کردند و آدم‌ها رو به دو دسته "خودشون" و "بقیه" تقسیم می‌کنند! در بین افرادی که به این سوالات و مفاهیم فکر کردند، افرادی هستند که تصور می‌کنند فقط پاسخ‌هایی که خودشون برای این سوالات دارند، درسته و قطعا پاسخ دیگران غلطه! عجب پیچیده گفتم :)


امروز برای تمدید سنوات ترم شش ارشد، امضای استاد راهنمام رو جعل کردم! استاد دانشگاه نبودند، درحالیکه باید می‌بودند، و زمان برای تمدید نداشتم! :)

و در آخر گوش جان می‌سپاریم به قطعه شعر کوتاهی از احمد شاملو:

مرگ را پروای آن نیست
که به انگیزه‌ای اندیشد
زندگی را فرصتی آنقدر نیست
که در آینه به قدمت خویش بنگرد
و عشق را مجالی نیست
حتی آنقدر که بگوید
برای چه دوستت می‌دارد!

۵ لایک
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۴۳)
از خود نوشته‌هام (۱۰)
جامعه نشناسی (۳۷)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۲۱)
آرزوهای ساده (۵)
تناسخ (۱)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان