دور و نزدیک

همیشه دلیلی برای ترسیدن از آدم‌ها وجود داره. من از مردای همه‌چیزدان و همه‏‌چیزدیده و همه‌چیزشنیده می‌ترسم. از دخترهایی که تا وقتی که اون‌ها رو نمی‌شناسم، بهم نزدیکن، اما همین که قدمی بهشون نزدیک می‌شم، همین نزدیکی مثل طوفانی من رو ازشون هزار سال نوری دور می‌کنه! دخترهایی که می‌تونن ساعت‌ها راجع به انواع توتون نظر بدن، از خاطره اولین پارتی بگن که شربت (!) آرامبخش‌دارش باعث شده بخشی از مهمونی رو اصلا به یاد نیارن، خاطرات شمال به همراه آ  ب  ج   و خریدن‌های یواشکی‌شون، جوک‌های مثبت هجدهی که برادرشون براشون فوروارد کرده... من از همه این آدم‌های پر از آزادی (!) و بی‌حریم می‌ترسم!


بگذار در بزرگی این منجلاب یاس
دنیای من به کوچکی انزوا شود!
سیمین بهبهانی
۴ لایک
۱۴ مرداد ۱۰:۳۹ قاسم صفایی نژاد
این پست شما در کانال بلاگرها منتشر شد
https://t.me/blogerha

ممنون

والا منم الان خوندم ترسیدم :|
باید خودمو آماده کنم شاید باهاشون برخورد کنم...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۱۲)
از خود نوشته‌هام (۸)
جامعه نشناسی (۲۴)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۱۳)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان