سونا

به شدت مستعد زندگی روستایی هستم! چوب ارّه کردن، آتش روشن کردن، چای زغالی درست کردن و به مرغ غذا دادن را کاملا بلدم! به امید روزی که برای همیشه از شهر به روستا بروم :)

مرغمون، سونا:
۱ لایک
۰۵ فروردين ۱۰:۲۴ دِیـــــگــَر سُـــــــو
چه اسم با هیبتی داره ...
معمولا گل باقالی میذاشتن :)

سونا با هیبته؟!
بنظر منکه خیلی لطیفه :)

۰۵ فروردين ۱۰:۴۷ قاسم صفایی نژاد
سلام
درود بر بهار انسان‌ها و خرمی دوران‌ها
امید داریم نوروز بعدی را با حضرت موعود جشن بگیریم.
اللهم عجل لولیک الفرج
سال نو مبارک

زندگی روستایی خوبه، به شرط اینکه بعضی از امکانات شهری مانند بیمارستان مجهز هم باشه

سلام
متشکرم. سال نو شما هم مبارک

جمعیت روستاها انقدر نیست که بیمارستان لازم داشته باشن. تا جایی که دیدم، مرکز بهداشت یا درمانگاه دارن

۰۷ فروردين ۰۱:۲۹ قاسم صفایی نژاد
پاسخ به پاسختان:
منظورم در همون روستا نیست. مثلا در هر استان چند تا بیمارستان خوب باشه، نه اینکه یه ذره مریضی سخت میشه بفرستن تهران و کلانشهرها

دراین مورد چیزی نمیدونم

من بلد نیستم آتیش روشن کنم. باید یاد بگیرم! 

خیلی خوبه. حتما یاد بگیر :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۱۸)
از خود نوشته‌هام (۹)
جامعه نشناسی (۲۵)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۱۵)
آرزوهای ساده (۳)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان