کتاب ده جلدی

آدم وقتی کتاب ده جلدی رو شروع می‌کنه به خوندن، قدر کتابای دو-سه جلدی رو می‌دونه!


بیگ‌محمّد: تو هیچ‌وقت عاشق بوده‌ای ستّار؟
ستّار به لبخندی دوستانه در چشمان و گونه‌های جوان بیگ‌محمد نگریست و گفت:
-عاشق زیاد دیده‌ام!
بس ساده و یکرویه بیگ‌محمّد پرسید:
-راه و طریقش چه جور است، عشق؟
ستّار به جواب گفت:
-من که نرفته‌ام، برادر!
-آنها که رفته‌اند، چی؟ آنها چه می‌گویند؟
ستّار گفت:
-آنها که تا به آخر رفته‌اند، وانگشته‌اند تا چیزی بتوانند بگویند!
-به جد می‌پرسم، ستّار!
-من هم به جد جواب می‌دهم، به جان همدیگر. آنکه عاشق است، خودش خودش را نمی‌تواند ببیند تا بتواند حال خودش را وصف کند. مگر تو همین یک دم پیش این را نمی‌گفتی؟ نمی‌گفتی که حیران و لال شده بودی؟ همین است، دیگر. آن جور شده بوده‌ای، که خودت از خودت غافل شده بوده‌ای. حالا بگیر که همان یک "دم" بشود همیشه. آن وقت حرفی به زبانت می‌آید که از حال خودت برای دیگران بزنی؟ گیرم که حرفی به زبانت بیاید؛ تازه گفتنت چیزی را روشن نمی‌کند. گنگ را، گنگ‌تر می‌کند. ها؟!
بیگ‌محمد به دریغ گفت:
-همین است؛ همین!


کلیدر، جلد ششم، محمود دولت‌آبادی

۱ لایک
فقط میگم خسته نباشی دلاور .... :))

ممنون :)

۰۳ آبان ۲۲:۲۶ ر. کازیمودو
جانم جانم
۰۴ آبان ۰۱:۴۸ خانم لبخند
ان شاء الله اگه یه روزی فرصت پیدا کنم واسه خوندن کتابای مختلف اولین کتابی که میخونم اینه. از بس که تیکه های مختلف خوندم ازش و زیبا بوده.

کار خوبی می‌کنید. ارزش خوندن رو داره :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
موضوعات
دوستشان دارم (۱۲۳)
از خود نوشته‌هام (۹)
جامعه نشناسی (۲۶)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۵)
موسیقی متن (۱۷)
آرزوهای ساده (۳)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان