هنوز و همواره صدای انفجار میشنوم...
دوران دبیرستان یه همکلاسی داشتم که خیلی باهوش بود. رتبه دو رقمی شد. شریف درس خوند. پذیرش گرفت و رفت. الان هم چند سالیه که GM کار میکنه و گویا مدیر هم هست. رابطه نزدیکی باهم نداریم. اون حتی منو فالوبک هم نکرد. استوری های جالبی میذاره. مثلا نوشته بود نرید سرکار. محل کارتون رو تحریم کنید. بانکها رو فلج کنید! بعد چند نفر از دوستانش و اتفاقا من رو هم تگ کرده بود! بانک ما ۲۷۰۰۰ پرسنل داره. من برم یا نرم تاثیری داره؟ از اون گذشته، خودش حقوق دلاری میگیره بی استرس، اینجا ما رو میخواد از نون خوردن بندازه! این تجمعات جلوی سفارتها و ... تشویق به جنگ و ... رو هم نمیفهمم! واقعا نمیدونن با هر درخواست تحریمی که اونجا مطرح میکنن جدی جدی ما اینجا زندگی مون تحت تاثیر قرار میگیره؟ بنظرم این موضوع برای دوستان ایرانی خارج از ایران ملموس نیست. اصلا اونها در جایگاه تصمیم گیری برای ما نیستند. کسی که موشک از بالای خونه اش رد نشده، جنگ رو درک نمیکنه. نمیفهمه ترس جنگ چیه. نمیفهمه هر شب توهم صدای انفجار چیه. نمیفهمه هر روز از دست دادن قدرت خرید چیه. نمیفهمه استرس پیدا نشدن داروهای خاص چیه. نمیفهمه استرس پیدا نشدن شیرخشک چیه. نمیفهمه استرس اصلا چیه. بعد دارن نقشه میکشن که برگردن وزیر فلان و بهمان بشن! به قول خودشون really? چرا کسی که در روزگار سختی نبوده باید در روزگار خوشی بیاد پست بگیره؟ آقا من خودم وزیر اقتصاد میشم 😁 من این نگاهم نمیپسندم.
اصلا معمولا در جبهه ای هستم که نه اینها دوستم دارن نه اونها 🙃
جمعیت اطراف مرا یار مپندار
یعقوب غریب است میان پسرانش
از سفره ما هرکه نمک خورد، شرف برد
یک دوست اگر هست، سلامی برسانش
امیرحسین ثابتی
