خشمگینم

انقدر خشمگینم که نمیتونم تمرکز کنم درس بخونم. از اینکه بخوام به فکر امتحاناتم باشم از خودم بدم میادد. چقدر این کشور باید هزینه بده که بتونه به حداقلها برسه؟ چند بار باید جوانهای ما برای این کشور بمیرند؟ انقلاب ۱، دفاع مقدس ۱، دفاع مقدس ۲، دفاع مقدس ۳... بچه های مسئولین چرا در بین شهدای هیچ دوره ای نیستند؟ 

چقدر یک آدم باید سنگدل باشه که بتونه با چکمه نظامی به صورت دخترک ۱۷-۱۸ ساله لگد بزنه و لگد بزنه و لگد بزنه؟ چه منفعتی؟ چه تفکری؟ چه انگیزه ای؟ چه هدفی؟ چقدر پول؟ چقدر ارتقا؟ چی میتونه یه نفر رو مجاب کنه که آدم نباشه؟ 

روزی به علی ع گفتند ما نمیخوااایم تو حاکم ما باشی. چه کرد؟ حق تیر داد؟ کشتار راه انداخت؟ البته خاک بر دهانم که بخوام علی ع رو با امثال اینها مقایسه کنم. فقط میتونم بگم امیدوارم شهادتی که خیلی بهش علاقمندید به همین شکلی که لیاقتش رو دارید نصیب خودتون و بچه هاتون و عزیزهاتون بشه به حق همین ماه شعبان عزیز. الهی آمین.

از هرکسی هم که سکوت میکنه بدم میاد و باید بگم خیلی نفرت انگیزی دوست من

 

 

هرچه مرهم میگذارم بند می آید مگر؟

ای وطن خون تو از اروند می آید مگر؟

 

۶ لایک

😔😔😔

وطن آبستن همیشگی حوادث

وطن پرندۀ پر در خون😭

بهتون تبریک میگم

شما اولین آدم مذهبی ای هستین که چنین نگرشی داره و من دارم میبینم

قابل ستایشه

۰۶ بهمن ۱۵:۱۷ Connection failed

خدا لعنتشون کنه 

خیلییییی کشتند خیلی

حکومت به چه قیمتی؟

در لباس شخصی با شمشیر و قمه و سلاح سرد

کنار نیروهای سپاه و انتظامی مردم رو با قمه و شمشیر زدن و انداختن گردن تروریست!

امروز ساعتی به وی پی ان وصل شدم و داخل یوتیوب فیلم ها رو دیدم، فیلم های دوربین های مداربسته مردم، همین نیروهای امنیتی زدند نه تروریستی در کار بود و نه مردم مسلح بودند.

با این حجم از کشتار که داخل ویدیو ها بود قطعا 20 هزار نفر عدد درسته...

متأسفانه 

خون بگرییم کمه، که البته وقت گریه کردن نیست و باید قیام کنیم.

من فقط شهر خودم رو دیده بودم. ویدیو های یوتیوب که امروز دیدم.... در سراسر ایران غوغا بود، این تظاهرات و تجمعات نبود، انقلاب ملی ایران بود والسلام.

انقلاب ما ادامه خواهد داشت.

عدد خیلی سنگینه: 20000 جان بی گناه

۰۶ بهمن ۱۵:۲۷ شنگول العلما

ما هم از شهادت معلم حسین بابری و یا مثلا شهادت فرج الله شوشتری زیر چکمه ها، خشگمین هستیم. شوشتری می توانست بنشیند پشت میزش اما بی سلاح رفت وسط میدان.

شهادت های زیادی به علت دستور تیر نداشتن اتفاق افتاد تا معترض از اغتشاشگر صف خود را جدا کند. اما بعد از مدتی دیگر صبر جایز نیست مثلا ۳۵۰ مسجد و ۳۰۵ امبولانس و اتوبوس و .... تخریب شد. ادامه جنگ دوازده روزه بود. به اندازه کافی به معترض اجازه داده شد صف خود را از اغتشاشگر جدا کند.

حضرت علی (ع) در جنگ نهروان همین کار کرد.

همان اول با خوارج وارد جنگ نشد دستور تیر نداد.

جهاد تبیین کرد و کرد تا عده زیادی از خوارج برگشتند اما برای باقی خوارج دستور تیر داد و جنگ نهروان اتفاق افتاد.  

قصه خوارج چه ربطی به حرف من داشت؟! 

۰۷ بهمن ۰۰:۵۴ هیپنو تیک

بعضی از دوستان می گن "کار خودشونه!" 

و اتفاقاتی افتاده و انداختن گردن تروریست.....

 

یه مستنداتی در وبلاگ من هست پیرامون نقض این مسئله.

دعوت می کنم که تشریف بیارید و ببینید و بررسی کنید  :)

۰۸ بهمن ۰۸:۲۷ پسر انسان

ناکسان تاریخ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
بهمن ۱۴۰۴ ( ۱۱ )
دی ۱۴۰۴ ( ۱۲ )
آذر ۱۴۰۴ ( ۴ )
آبان ۱۴۰۴ ( ۱ )
مرداد ۱۴۰۴ ( ۵ )
فروردين ۱۴۰۴ ( ۱ )
اسفند ۱۴۰۳ ( ۴ )
آبان ۱۴۰۳ ( ۲ )
مهر ۱۴۰۳ ( ۵ )
شهریور ۱۴۰۳ ( ۱ )
مرداد ۱۴۰۳ ( ۲ )
تیر ۱۴۰۳ ( ۳ )
خرداد ۱۴۰۳ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۴۰۳ ( ۲ )
دی ۱۴۰۲ ( ۱ )
آذر ۱۴۰۲ ( ۲ )
آبان ۱۴۰۲ ( ۳ )
مهر ۱۴۰۲ ( ۲ )
شهریور ۱۴۰۲ ( ۷ )
مرداد ۱۴۰۲ ( ۱۱ )
تیر ۱۴۰۲ ( ۶ )
خرداد ۱۴۰۲ ( ۷ )
ارديبهشت ۱۴۰۲ ( ۱ )
فروردين ۱۴۰۲ ( ۲ )
بهمن ۱۴۰۱ ( ۵ )
دی ۱۴۰۱ ( ۴ )
آذر ۱۴۰۱ ( ۱ )
مهر ۱۴۰۱ ( ۱ )
شهریور ۱۴۰۱ ( ۲ )
مرداد ۱۴۰۱ ( ۲ )
خرداد ۱۴۰۱ ( ۱ )
اسفند ۱۴۰۰ ( ۱ )
بهمن ۱۴۰۰ ( ۱ )
دی ۱۴۰۰ ( ۱ )
آذر ۱۴۰۰ ( ۱ )
آبان ۱۴۰۰ ( ۲ )
تیر ۱۴۰۰ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۲ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۳ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۴ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۱۵ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۶ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۸ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۶ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۷ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۲۱ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۱۱ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۱ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۰ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۰ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۰ ( ۲ )
نویسندگان
زهره ( 630 )
موضوعات
دوستشان دارم (۳۰۹)
از خود نوشته‌هام (۶۱)
جامعه نشناسی (۱۰۷)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۷)
موسیقی متن (۳۲)
آرزوهای ساده (۸)
تناسخ (۲)
اقتصاسی (۱۰)
دوستشان ندارم (۳)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان