عنکبوت

قدیمها یه دوستی خواننده وبلاگم بود، با اسم عنکبوت برام کامنت میذاشت. چندین ساله که ازش بیخبرم. وبلاگ هم جای عجیبیه. آدم دوستایی پیدا میکنه که حتی نمیدونه اسمشون چیه اما جدی جدی نگرانشون میشه، دلتنگشون میشه، حتی خوابشونو میبینه... 

خب باید بگم دیگه به خودم قول دادم به این راحتی ها دوستان وبلاگیم رو از دست ندم. چیزهای زیادی از هر کدومتون یاد گرفتم. بیشتر آدمهای اینجا رهگذرن. میان، دو تا کامنت میذارن و بحث میکنن، بعد هم میرن دنبال زندگی شون. کم پیش میاد بنویسی مثلا "دلهره دارم" و تا مدتها یکی اینجا درگیر این بشه که آیا اون دلهره برطرف شد؟ 

پریسای عزیز دلم دوست  مهربونم

آقای محمد دیگرسو که ایشونم خیلی درگیره و کم پیداست

عنکبوت که هیچ آدرسی هرگز نداشت

سنتوری که آدرس اینجا رو هیچ وقت بهش ندادم

حدیث که بازم آدرس اینجا رو بهش ندادم

رهگذر که اون هم هیچ آدرسی نداشت

یه خانومی به اسم باران که دوست خوبی بود. به ایتالیا مهاجرت کرده بود. بلاگفا که پرید آدرس وبلاگش و کامنتهاش و... پاک شد و دیگه نتونستم پیداش کنم متاسفانه... آدرس وبلاگش طولانی بود. هر آدرسی رو امتحان کردم درست نبود. عجیبه که اون هیچ وقت سراغی ازم نگرفت. اون روزها با یه پسر ایتالیایی داشت آشنا میشد که هیچ ازش خوشم نمیومد. اذیتش میکرد. من هنوزم بهش فکر میکنم و نگرانشم

الان هم آقای حمیدک

و آقای پسر انسان

 

 

 

من در واقع

چیز زیادی ندارم

به تو بدهم

چای هست اگر می نوشی

من هستم اگر عشق می ورزی

راه هست اگر رهگذری...

عاشیق ویسل، کتاب سکوت زبان مادری تنهایی است

۲ لایک

این لیست بدها ست؟ اقای حمیدک مگه غیب شده که خودش خبرنداره؟ 🤔😁

نه والا

گفتم که یه مرتبه غیب نشید 🙂

۰۳ بهمن ۱۲:۴۹ هو مورو

واسه همین من به دوستان وبلاگی میگم باید یه گروه تو یه اپلیکیشن دیگه زد، نه واسه فعالیت که بخواد جای اینجا رو بگیره، فقط همین که همدیگه رو گم نکنیم. علت کانال زدنمم بیشتر همین بود. از ده سال پیش بعضیا تو ذهنم حک شدن که دیگه هیچ دسترسی ندارم واسه اینکه ببینم کجان، چه میکنن، خوبن یا نه :(

 

+ من هنوز وقت نکردم بشینم واسه اون کامنت بنویسم، امتحانا اجازه نمیده الانم قاچاقی اومدم:/

هووم؟ 🤔

میرن اونجا اینجا رو یادشون میره 😅

میفهمم. خودمم امتحان دارم. امیدوارم که نتیجه تلاشهاتون رو ببینید 🙂
وعده ما بعد از ایام الله امتحانات 😁

۰۳ بهمن ۱۵:۴۶ پسر انسان

هستیم برقرار واستوار😀

منتهی آخر هفته ها درگیر بچه هام

اینستا هم که خیلی هستم همیشه کم میرم آخر هفته ها

الآنم که حصار کشیده شده که چه بهتر!

تو محل کار پی وبلاگم هستم معمولا

بعد اصلا هم دلم نمی خواد با گوشی بیام تو فضای وبلاگ

الآنم بچه ها یکیشون با مامانش رفت بیرون کوچیکه هم بالاخره خوابید اومدم یه سر بزنم

+ منم کلی آدم می‌شناختیم که یهو غیب شدن 

چند باری آدرس های مختلف تست کردم نشد کهنشد

تو اینستا هم زدم چیزی نیومد

کانه وجود خارجی نداشتن 😶

+اما در کل واقعا فضای خاص و خفنیه، دنج خاص و عمیق بعضا

+ من مذهبی ام شدید اما حزب الهی نیستم در نتیجه سیاسی حکومتی نیستم اما عموم آدم هایی که تو این فضا میشناسم حزبلین

گفتم اوکی تو مته به خشخاش نذار ارتباط وبی رو باهاشون حفظ کن بگذره اما اونا یه سریشون به شدت همسنگری بودن براشون مهمه هی پسم میزنند 😂

اما شما و چنتا دیگه از دوستان واقعا خوب و امن و با معرفت و خفنید😍🤲

خدا رو شکر 😊

درگیر زندگی بودن خوبه. درگیر بچه و خانواده بودن لذت بخشه
امیدوارم سالیان سال سلامت باشید در کنار خانواده محترم 

آره واقعا خیلی عجیبه. مگه میشه یه آدم یه دفعه غیب بشه؟!
منکه هرگز نتونستم با اینستا و فیسبوک و امثالهم ارتباط برقرار کنم. اما همواره وبلاگ برام اونی بوده که دلم میخواسته
بی حاشیه و امن

سلامت باشید. بزرگوارید 🌹🌹

ولی انصافا درین ده روز، تعداد پست‌هاتون و سرعت‌تون در جوابدهی به نظرات، شگفت‌آور بود.👏

قبلنا کامنت می‌دادم، پنج روز بعد دیده می‌شد.😁

آره به خودم که خیلی خوش گذشته 😅

ای وای من عذر خواهی میکنم. امیدوارم که تکرار نشه

به به

امیدوارم همیشه وبلاگت به راه باشه و توش پر باشه از حرفهای خوب مثل همیشه. 

دوستی وبلاگی هم به نوع خودش جالبه. جدا از این که کجاییم و چجوری هستیم میتونیم حرف هامون رو بزنیم‌. به خصوص برای من که هزارسال طول میکشه یکی رو بپسندم.

زهره جان من از تو خیلی چیزها یاد گرفتم و همیشه طرز فکرت و هوش‌ت و توانایی هات رو تحسین کردم. بابت ناراحتی هات ناراحت شدم و بابت خوشی هات کیف کردم چون دو سالی ازم بزرگ تری مثل یه خواهر بزرگتر بهت نگاه کردم  و ازت الگو و الهام گرفتم. این مدل دوستی رو میپسندم.

(تا این متن رو بنویسم سه بار حالم بهم خورد، فسقلی امون نمیده مادرش دو کلوم حرف حساب بزنه😑😂)

اشک به چشمانم جمع شد 🥲

راهنمایی که بودم یه دوست صمیمی داشتم اسمش پریسا بود. انقدررر بهم شبیه بودیم که حد نداشت
اون زمان موبایل نداشتیم که بشه ارتباط مون باهم حفظ بشه. ازش سالهاست بیخبرم. اما هربار که شما برام کامنت میذاری با خودم میگم این جهان همواره چیزی رو از آدم میگیره و چیز دیگری میده: یک پریسای عزیز دیگه 🥰😘💙


الهی عزیییزم. خیلی سخته میفهمم 😊 انشالله که این روزها رو با سلامتی طی کنی و چند ماه دیگه یه موجود کوچولوی بانمک به خانواده تون اضافه بشه و لذت داشتنش رو ببری 😊😇🤱

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
بهمن ۱۴۰۴ ( ۱۱ )
دی ۱۴۰۴ ( ۱۲ )
آذر ۱۴۰۴ ( ۴ )
آبان ۱۴۰۴ ( ۱ )
مرداد ۱۴۰۴ ( ۵ )
فروردين ۱۴۰۴ ( ۱ )
اسفند ۱۴۰۳ ( ۴ )
آبان ۱۴۰۳ ( ۲ )
مهر ۱۴۰۳ ( ۵ )
شهریور ۱۴۰۳ ( ۱ )
مرداد ۱۴۰۳ ( ۲ )
تیر ۱۴۰۳ ( ۳ )
خرداد ۱۴۰۳ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۴۰۳ ( ۲ )
دی ۱۴۰۲ ( ۱ )
آذر ۱۴۰۲ ( ۲ )
آبان ۱۴۰۲ ( ۳ )
مهر ۱۴۰۲ ( ۲ )
شهریور ۱۴۰۲ ( ۷ )
مرداد ۱۴۰۲ ( ۱۱ )
تیر ۱۴۰۲ ( ۶ )
خرداد ۱۴۰۲ ( ۷ )
ارديبهشت ۱۴۰۲ ( ۱ )
فروردين ۱۴۰۲ ( ۲ )
بهمن ۱۴۰۱ ( ۵ )
دی ۱۴۰۱ ( ۴ )
آذر ۱۴۰۱ ( ۱ )
مهر ۱۴۰۱ ( ۱ )
شهریور ۱۴۰۱ ( ۲ )
مرداد ۱۴۰۱ ( ۲ )
خرداد ۱۴۰۱ ( ۱ )
اسفند ۱۴۰۰ ( ۱ )
بهمن ۱۴۰۰ ( ۱ )
دی ۱۴۰۰ ( ۱ )
آذر ۱۴۰۰ ( ۱ )
آبان ۱۴۰۰ ( ۲ )
تیر ۱۴۰۰ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۹ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۹ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۹ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۸ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۸ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۲ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۳ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۴ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۱۵ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۶ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۸ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۶ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۷ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۲۱ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۱۱ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۱ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۰ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۰ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۰ ( ۲ )
نویسندگان
زهره ( 630 )
موضوعات
دوستشان دارم (۳۰۹)
از خود نوشته‌هام (۶۱)
جامعه نشناسی (۱۰۷)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۷)
موسیقی متن (۳۲)
آرزوهای ساده (۸)
تناسخ (۲)
اقتصاسی (۱۰)
دوستشان ندارم (۳)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان