من دقیقا متوجه نشدم چی شد! الان دیگه دلار ۱۴۰ تومن عادی شد؟
بگذریم...
مدتیه برای ابنکه بتونم درس بخونم و سرکلاس برم روزها یه پرستار میاد کمکم که رهام رو نگهداری کنه. با اینکه این بنده خدا از آشناهای دور ماست، اما توی حرفاش با یه خشم پنهانی درموردمون حرف میزنه. چند وقت پیش یکی از همکارام بچه دار شده بود ازم درمورد شیشه شیر و کرم بدن بچه و لباس و... سوال میپرسید منم در جوابش تو واتساپ ویس میدادم. پرستار هم میشنید که چی میگم. مثلا میگفتم من فلان شیشه شیر رو گرفتم گرونه اما خیلی خوبه. بچه اذیت نمیشه. با هیجان میپرسید واقعااا انقد پول شیشه شیر دادید؟ مثلا بچه های ما با شیشه معمولی شیر خوردن چی شد؟ یا مدتیه میخوایم سرشیشه رهام رو عوض کنیم، پیدا نمیشه. با تمسخر میگفت خب کلا شیشه معمولی بهش بدید. من قبول دارم وضعیت جامعه باعث شده شکاف بزرگی بین وضعیت اقتصادی قشرهای مختلف بیفته، اما این تقصیر متوجه من نوعی نیست. من واقعا متاسفم که عده زیادی از مردم قبل از رفتن به خرید باید اول حساب و کتاب کنن که آیا پول کافی دارن یا نه. من واقعا متاسفم که عده ای اصلا فرصت استراحت ندارن و چند شیفت کار میکنن. واقعا متاسفم که عده ای مجبورن هر سال به یه محله پایینتر برن. واقعا متاسفم که خیلی مسافرت ها و تفریحات و حتی خوراکی ها از زندگی مردم حذف شده. من به جای اون دوستمون که میگفت قیمت دلار الان یا الان شرمنده ام. کاش کاری از من ساخته بود. من فقط میتونم کار خودم رو درست انجام بدم. بنظرم این کمترین کاریه که از هر کسی ساخته است. پرستار خوبی بودن هم کار خیلی بزرگیه. در پرورش یه انسان سهیمه. هرکسی مسئول کاریه. ما همون یه کار رو باید درست انجام بدیم.