درحالیکه از شدت خستگی و کم خوابی و کمر درد حالم اصلا خوب نیست، به چهره اش درحالیکه با چشمای نیمه باز خوابیده نگاه میکنم. تو خواب ادای شیر خوردن در میاره. خنده ام میگیره. به خودم میگم یه روزی ام میاد که میتونی استراحت کنی. غر نزن.
مادر همسرم میگفت: "ببین چقدر یه مادر برای بچه اش زحمت میکشه. اما بچه ها قدر نمیدونن". بنظرم از اونجایی که هیچ بچه ای خودش نخواسته که به دنیا بیاد بنابراین به والدینش بدهکار نیست. من خودم خواستم بچه دار بشم. میدونستم سخته، میدونستم بیخوابی و کمردرد و گردن درد و... داره. پس طفلک معصومم چه گناهی داره که بخوام ازش طلبکار باشم؟ نگاه سنتی والدین به بچه ها رو دوست ندارم...