+

معمولا موظیم، به صورت وجدانی، اگر اساتید خودمون بانی همایشی هستن حتما در اون همایش شرکت کنیم. امروز هم یکی از همون نوع همایشها برگزار شد. چهار استاد فرانسوی مدعو بودن که اول درباره آخرین پژوهشهاشون صحبت کردن و در نهایت هم دانشگاهشون رو تبلیغ کردن. یک نفر هم از سفارت اومده بود تا درباره نحوه بورسیه گرفتن مشاوره بده! درحالیکه که آمار فرار مغزها در ایران به طرز وحشتناکی بالاست از اساتید بعیده که خودشون زمینه این فرار رو فراهم کنن. آدم شک میکنه شاید براشون نفعی داره!

۰ نظر ۰ لایک

+

در بازاریابی گفته میشه برای حفظ بازار باید همیشه اصل نیاز مردم مد نظر باشه. یعنی باید به این فکر کرد که چطور میشه به بهترین نحو نیاز مصرف کننده برآورده بشه؟ حضور در دنیای مجازی هم نیازی تازه است برای ما! بلاگی ها و بلاگفایی ها و... باید بدونن مردم به "وبلاگ نویسی" احتیاج ندارن بلکه تنها "حضور در فضای مجازی و مخاطب داشتن" براشون مهمه. وقتی اینستاگرام با شیوه ای جدیدتر و راحتتر این نیاز رو برآورده میکنه از همه وبلاگهای قدیمی پیشی میگیره و وبلاگ نویسی به خاطرات می پیونده! شاید بشه همین فضای وبلاگ نویسی رو هم با ایده ای خلاقانه بروز کرد و از اینستاگرام هم پیشی گرفت!

۰ نظر ۰ لایک

+

به سرنوشت آدمهای هم نامم حساسم! جالبه که زیادن! یکیشون دانشجوی داروسازیه تو هند!

گاهی آدم آگاهانه گول میخوره! برام بارها پیش اومده که فهمیدم دارن سعی میکنن فریبم بدن، اما از فریب خوردن فرار نکردم.


دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبش دوا کنند

حافظ جان
۰ نظر ۰ لایک

+

همیشه

چیزهایی را که نداشته ام

دوست داشته ام


همچون تو

که بسیار دوری

که بسیار ندارمت!


پابلو نرودا

۰ نظر ۰ لایک

+

با اینکه سعی میکن درس عبرت بگیرم و از تجربیاتم استفاده کنم، باز هم در مواجهه با آدمهای جدید فکر میکنم شاید اینها فرق داشته باشند اما حقیقت اینه که همه مثل همند! 

۰ نظر ۰ لایک

+

از اونجایی که هرچیزی میتونه هم بعد مثبت داشته باشه هم منفی، عادت هم بعد مثبت و منفی داره. مثلا دوستی دارم که عادت داره همه کارها رو به سختترین شیوه ممکن انجام بده! همیشه هم روند کارهاش طوری پیش میره که جدی جدی سخت و پیچیده میشه! برعکس من خیلی حوصله درگیر شدن با مسائل پیچیده رو ندارم. از سخت بودن چیزی نمیترسم اما اگر حق انتخاب داشته باشه آسون ترین رو انتخاب میکنم. همیشه هم خیلی عادی و مهربون و خوش فرمون کارهام پیش میره. حالا برای یه پروژه همگروه شدیم، خدا بخیر بگذرونه!

دلم برای مراسم عزاداری مسجد دانشگاهمون تنگ شده...




گیرم آنچه در مقاتل آمده افسانه است

بوی خون می آید از مُهر نمازم، بوی کیست؟

کاظم بهمنی
۰ نظر ۰ لایک

+

جایی از دنیا هست که مالکیت فکر و ایده معنا داشته باشه؟

توی دانشگاه، همایش منابع انسانی با هزینه گزافی برگزار شده بود و چند نفری آدم مثلا مهم دعوت شده بودند. مجری سوالی می پرسید و قرار بود که همه مدعوین به اون سوال از دید خودشون جواب بدن. جالب بود که حتی یک نفر هم به سوال مجری جواب نداد! انگار نه انگار که همایش برای آشنایی دانشجوها با حوزه کاری اونها و پرسش و پاسخ برگزار شده بود، آقایون فقط سازمانهاشون رو تبلیغ کردن و از خودشون تعریف کردن. هرکسی هم از مشکلات سوال می پرسید، مسئول حل و فصل مشکلات اونها نبودن، یکی دیگه بود!

جدیدا از همه غذاها بدم میاد. دلم غذاهای جدید میخواد.

معرفی کتاب درباره ترس! خودم نخوندمش اما بنظر جالب میاد.




عباس یادم داد وقتی با خدا دست
دادی نباید دست خود را پس بگیری

احسان پرسا

۱ نظر ۰ لایک

+

از دنیای آدمهای بزرگتر از خودم بیشتر خوشم میاد. سازگاریم با اونها خیلی بیشتر از بقیه است. بهتر بود چند سالی زودتر به دنیا میومدم، مثلا ده سال زودتر! یعنی الان 33 سال و 9 ماه و چند روزم بود! :)


خیلی درس دارم! اما حس درس خوندن ندارم! یکی از درسهای جبرانیم رو که دو واحده اما من سه واحدیشو پاس کردم، حذف نمیکنن! خیلی برام سخته علی الطلوع، توی ترافیک برم سر کلاس درس تکراری با یه استاد خانوم که فقط با پسرای کلاس خوبه (!) و قرار نیست کلاس جبرانیش به چشم جبرانی دیده بشه و کنفرانس و ترجمه ... داریم! یکی از آقایون کلاسمون انصراف داده صرفا به دلیل استخدام شدن در یک بانک خصوصی! دلم سوخت! یعنی انقدر اوضاع کار بده که باید بنده خدا قید درس خوندن رو بزنه و بچسبه به موقعیت کاری که براش پیش اومده!





۰ نظر ۰ لایک

+

دانشگاه هم دیگه محیط دوستانه نداره. هرکس دنبال دیده شدن و بدگویی پشت دیگرانه تا خودش رو بالا بکشه. واقعا اینطوری به جایی میشه رسید؟


اندر احوالات اوضاع سیاسی و اقتصادی باید بگم سخت ناامیدم. شما هم بیخودی امیدوار نباشید. هیچ بوی بهبودی نمیاد.



کسی چه میداند

من امروز چند بار فرو ریختم

چند بار دلتنگ شدم

از دیدن کسی که فقط

پیراهنش شبیه تو بود...


ژوان هریس

۰ نظر ۰ لایک

+

از دلایلی که امام حسین ع برای قیامشون داشتند، وجود ظلم، محرومیت، فقر، بی عدالتی و... در جامعه و سکوت نخبگان و آگاهان بود. تاریخ همیشه در حال تکراره...


آماده باش، مقصد ما در سفر یکی است

سرهایمان جداست، ولی بال و پر یکی است!

-احمد علوی-

۰ نظر ۰ لایک
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
تیر ۱۳۹۷ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۲ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۳ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۴ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۱۵ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۶ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۸ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۶ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۷ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۲۱ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۱۱ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۱ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۰ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۰ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۰ ( ۲ )
موضوعات
دوستشان دارم (۱۸۵)
از خود نوشته‌هام (۱۷)
جامعه نشناسی (۴۸)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۷)
موسیقی متن (۲۷)
آرزوهای ساده (۷)
تناسخ (۲)
اقتصاسی (۴)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان