رقابت

وقتی با کسی وارد رقابت باید شد که مطمئنیم قوی‌تریم! اما تا زمانی‌که قوی‌‌تر نشدیم، کنارش موندن بهترین استراتژی و مقابلش قرار گرفتن بدترین استراتژیه!

۱ لایک
۰۵ آبان ۲۱:۳۳ مهنـ دس
ینی ریسک نکنیم؟

به توانمندی خودتون بستگی داره

۰۶ آبان ۰۷:۱۷ °° مریم °°
 منطق رقابت رو نمی فهمم! 

رقابت نه به معنی "رد شدن از روی کسی"، بلکه شناخت قابلیت‌های بهتری که دیگران دارند و من ندارم و کسب آنها و یا بهتر از آنها :)
گرچه این پستم دقیقا توصیه‌ای بود به کسانی که با معنای اول رقابت می‌کنند!

۰۶ آبان ۱۹:۳۹ °° مریم °°
حتی با این معنا هم،
اولا نمی تونیم همهء قابلیتهای دیگران رو بشناسیم یا کسب کنیم. 
ثانیا آدمها دوست ندارند رقیب داشته باشند.

برای اینکه بفهمیم در مسیرمون چطور حرکت می‌کنیم به معیار برای مقایسه احتیاج داریم
و صد البته شناختن قابلیت‌های دیگران صرفا در زمینه‌ای که مدنظرمونه و نه همه قابلیت‌هاشون :)
من‌که از رقیب داشتن خوشم میاد :)

۲۰ آبان ۱۸:۱۴ پیاده ...
از رقابت بیزارم. رقابت و مسابقه، و تا حدی هم امتحان، بهم حس ناامنی میده. جایی که امنیت نباشه، نمی تونم خودم باشم، نمی تونم کار خوب، بهترین کارم رو ارائه بدم. وقتی که بهترین کار رو ارائه ندم، بازنده میشم. پس رقابت مساوی است با شکست. 
رقابت فقط گاهگداری فقط برای تنوع و تفریح و تغییر آب و هوا، ممکنه خوب باشه.

خب این درمورد شما صادقه و نمیشه از جز به کل نتیجه گیری کرد
اتفاقا من خیلیم رقابت درست و اخلاقی رو دوست دارم و هرچی که تا امروز دارم، به خاطر اینه که الگوهای خوبی برای مقایسه کردن پیدا کردم. وقتی میدونم مسیرم با مسیر یه آدم موفق یکیه، چرا نباید سعی کنم شبیهش بشم و یا حتی بهتر؟
گرچه از اینکه دیگران با من روی دور رقابت نه چندان سالم میفتن بدم نمیاد، یکم اعتماد به نفسم خوبه از اینکه دنبالم میدون خنده‌ام میگیره :)))

۰۴ آذر ۱۲:۲۳ یک مسلمان
سلام...
قوی تر بودن رو چی معنا می کنید؟

سلام
مزیت رقابتی داشتن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
گفتند:

یافت می‌نشود

گشته‌ایم ما!
آرشیو مطالب
خرداد ۱۳۹۷ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۳۰ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۲ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۳ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۸ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۸ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۸ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۴ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۱۵ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۷ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۸ )
دی ۱۳۹۵ ( ۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۶ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۸ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۶ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۱۷ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۲۱ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۹ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۴ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
مهر ۱۳۹۴ ( ۱۱ )
شهریور ۱۳۹۴ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۱ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۰ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۰ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۰ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۰ ( ۲ )
موضوعات
دوستشان دارم (۱۸۴)
از خود نوشته‌هام (۱۷)
جامعه نشناسی (۴۷)
اتوبوس نوشته (۱)
صرفا تراوش ذهنی (۷)
موسیقی متن (۲۷)
آرزوهای ساده (۷)
تناسخ (۲)
اقتصاسی (۴)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان